۴۸ ساعت کمتر تا کنکور
به قدری ناامیدم از وضعیتم که خندم میگیره
مطمئنم امسال تو سراسری هیچی نمیارم
خب دروغ چرا ؟ اره من کل ۴۰۴ رو از دست دادم و از خرداد به بعد هم نخوندم
نباید انتظار داشته باشم چیزی قبول شم
میدونم قراره ناراحت شم از اینکه از همسنام عقب بیوفتم ولی اگه منطقی نگاه کنم اصلا نباید ناراحت شم چون زحمتی نکشیدم
حتی مطمئنم فرهنگیان هم قبول نمیشم حتی اگه تئوریشو قبول شم تو مصاحبه ردم میکنن
کاش تو یه خانواده مذهبی به دنیا می اومدم
یکم وقار داشتم یکم از دین یه چیزایی حالیم بود
یا حتی اگه پدر مادرم فرهنگی بودن بازم قبول میشدم به خاطر پارتی بازی ولی اینم نمیشم
هرچی میکشم از غیرمنطقی بودنمه
هیچوقت نخواستم منطقی به وضعیتم نگاه کنم و همیشه قلبم اشتباه کرده
متوجه شدم قلبم از خودمم احمق تره
همیشه توهم اینو داشتم که من آدم خاصیم ولی واقعیت این بوده نه هیچوقت خاص بودم نه تو چیزی استعداد داشتم نه عرضه اینو داشتم که وضعیتی که توش هستمو بدتر نکنم
واقعا پتانسیلش وجود داشت که الان به جای اینکه غر بزنم از این بنویسم که اره ۹۰ درصد کتابارو جمع کردم و کاملا راضیم از سال کنکورم
ولی خودم ورقمو پاره کردم
خودم نخواستم و هیچوقت نفهمیدم چرا نخواستم
مطمئنم برم پیش ده تا تراپیست بالا شهر هم نمیتونن مشکلمو حل کنن چون به شدت درونم پیچیده شده و واقعا نمیدونم این همه پیچیدگی از کجا اومد
به هرحال دیگه ولش کردم دیگه انقد سخت نمیگیرم