:POV

من اصلا آدم استرسی ای نیستم ، خیلی کم پیش میاد مضطرب بشم چون در کل بد به دلم راه نمیدم یا تو این دوره زمونه ای که متاسفانه اکثرا پنیک میشن تاحالا تجربشو نداشتم

ولللللییییییییییی وقتی به روز اعلام نتایج فکر میکنم قلبم میاد تو دهنم

تازه از اونور ممکنه دینی رو هم بیوفتم .... نمیخواممممم

من نمیخوام بمونم پشت کنکور

از پارسال که یادمه کنکوری بودنم شروع شد خستم تا به امروز

اصلا حوصله هیچکاری رو ندارم و بدترین حس تو دنیا بنظرم کرخ بودنه

من چجوری بگم بابا من این نبودم ؟

چطوری باید ثابت کنم که از ۱۲ سال تحصیلیم ۱۱ سالشو واقعا خوندم ولی چون سال آخر ول کردم باید انقد تاوان بدم ؟؟

تاوان چیو دارم میدم ؟؟ هیچی چون شانس نداشتم همین

و حقیقتی که وجود داره اینه که واقعا معتاد دارو هایی که میخورم شدم به حدی که وقتی یه روز قطعشون میکنم

کاملا میفهمم که بدنم نیازشون داره و دستام شروع میکنه به یخ زدن

و خیلی تلخه که دیگه حتی نمیتونم خود قدیمیم باشم و بدتر از اون باید مادام العمر تو یه تکرار مسخره باشم

قرص بدم بالا و بخوابم و پرخوری عصبیم بیشتر شه

باز حداقل کسایی که به مواد معتادن از قیافشون می باره ولی من باید همیشه تظاهر کنم که هیچیم نیست

دارو هاییم که این روانپزشکای مزخرفی که با همشون صحبت کردم ، قرص های عادی ای هستن و کاملا باید مثل یه ادم نرمال زندگیمو پیش ببرم

ولی اعتراف میکنم ، نه نتونستم

من نمیفهمم چطوری دنیا از من و آدمی که حتی یه بارم عوارض دارو نکشیده میخواد که برابر باشیم

اره دیگه تهش من میشم اون بچه تنبلی که هیچوقت دانشگاه و رتبه براش مهم نبود

ولی مهم بود ...

به هرحال یه برنامه چیدم که ‌درسارو جلو ببرم هرچند میدونم دیگه فایده نداره