داره تموم میشه 🌝

بنظرم سخت ترین امتحانمون تاریخ بود که اونم تموم شد

خسته شدم انقد اینجا نوشتم نخوندم ولی واقعا دوباره نخوندم 😂

تازه با کمال پرویی هم چند ساعت گرفتم خوابیدم با وجود ۱۲ تا درس تاریخ قطورر

خلاصه دیدم دیگه نمیشه جمعش کرد فقط خلاصه درسارو خوندم یعنی مطمئن بودم این یکیو می افتم

بعد که سوالا اومد دیدم زیادی سوالا ابکین

یعنی دیگه سر جلسه میخواستم بشکن بزنممم حالا نمیدونم این تیک عصبیه یا چیه ولی وقتی خیلی خوشحال میشم بدون اینکه بفهمم شکلک در میارم از خودم یعنی اصن قیافم عوض میشه 😂

منم شماره صندلیم دقیقا ۱ بود خیلیا می تونستن منو ببینن بعد درحالیکه داشتم شکلک در می‌آوردم و سوالارو ج میدادم یهو به خودم اومدم دیدم یکی از همکلاسیام که اتفاقا خیلی بدم میاد ازش زل زده بهم اینطوری بودم که نههه نگاه نکنن 😭😂

بعدش دیگه در راه خونه بودم یه کافه نقلی هست سر کوچمون خییلی نازهه رفتم داخل ( ۳ بار تا الان رفتم )

باریستا عه خیلی مردمیه و روابط اجتماعیش واقعا خوبه یعنی همه مشتریاش باهاش صمیمین و همه اینطوری وارد میشن : بههههه داش مهدی چطورییی ؟

خلاصه از اینجا فهمیدم اسمش مهدیه 😂

بعد دیگه یه شیک خوردم و یه تیرامیسو برای ابجیم برداشتم

شیک که ۳۰۰ بود رو ۲۴۰ حساب کرد و تیرامیسو که ۱۹۰ بود رو ۱۶۰

واقعا تعجب کردم چرا انقد تخفیف داد و رفتم

بعدش که قضیه رو به مامانم گفتم یه ساعت داشت می خندید میگفت روت کراشههههه نهههه روت کراشههههه نهههههه یور ار کراش 😂

منم اینطوری بودم که حالا یه ذره تخفیف داده به این معنی نیس که خوشش میاد ازم کهه

بعد یه ساعت می پرسید که قیافش چطوره اینا منم گفتم اونم مثل من چشم رنگیه هی که مشخصات میگفتم ببشتر خوشحال میشد نمیدونم چرا 😂😂

برام سوال شد انقد میخواد من شوهر کنم ؟؟ انقد زود ؟؟ بابا نمیخواممم😂😂

بعد از اونور میگه تو و یاس ( ابجیم ) برای همیشه می ترشین :/

آخر فازش چیه نمیدونم ...