🎀 With besti

من تازه رسیدمم خونهههه وااایی خیلی ذوق دارم بگم چی شد

خب باز ادم نشدم و کل شبو بیدار موندم تا اینکه واقعا تونستم ۱۰ تا درس فلسفه رو تموم کنم اونم تو ۴ ساعت تازهه با نمونه سوال !

ولی ۲ تا از درسای آخر موند منم دیگه بی خیالشون شدم بعد رفتم سر جلسه از هرکی می پرسیدم ۲ تا درس آخرو میشه چرت و پرت بنویسی همه میخندیدن بهم

فک میکردم قراره خیلی بد باشه ولی فک کنم نمرم رو ۱۸ اینا بشهه

بعد یه ربع نیم ساعت نشستم تا نرگس برگشو بده باهم بریم منم که بیکار دوتا سلفی یهویی از خودم گرفتم ( خداییش خوب افتادم برای اولين بار 😂 ) حالا خوبه اونجایی که نشسته بودم خلوت بود وگرنه خیلی سوژه میشدم

خلاصه دیگه من و نرگس باهم زدیم بیرون از مدرسه

بعد وسط راه بستنی خوردیم ، غیبت کردیم چرت و پرت گفتیم خیلی خوش گذشتتت

خیلی میخواستم براش گل بخرم ( کلا هرکیو من دوست دارم دلم میخواد بهش گل بدم :*) ولی هیچ جوره گل فروشی پیدا نکردیم :/

ولللی بجاش دوتا جاکلیدی ست خریدیممم واییی خییلی نازنننن 😭

همه این اتفاقا تو نیم ساعت افتادا دیگه خدافظی کردیم و اینا

بعد من که میخواستم سوار مترو شم اقا یه ربع شد مترو نیومد اونوقت فکرشو بکن هم دلت درد میکنه هم کمرت درد میکنه هم شب بیداری کشیدی هم تازه ازمون دادی و یه ربع هم باید وایستی خلاصه پاااره شدم

اها یه چیزی ، من یه وقتایی عادت دارم پوست لبمو بکنم ولی بدبختی حواسم نبود داشتم از کنار چندتا پسر رد میشدم این کارو کردم

همشون فک کردن من لبمو بخاطر این بی ریختا گاز گرفتم بعد خیلی بد نگام میکردن من آب شدم رفتم تو زمییین وااای 😭😂😂

سر راهمم انرژی زا خریدم و همینطوری که داشتم تلو تلو میخوردم یکی از دوستای تجربیمو تو ماشین دیدم اون دست تکون داد منم نیشم تا بنا گوش باز شد بعد سلام کردم 😂😂 اتفاق باحالی بود خبب

دیگه‌ اومدم خونه و لم دادم رو تختم =)