نوشابه :/

از جلسه ازمون تازه اومدم خونه . خیلی دوست داشتم درباره دیروز بنویسم ولی دیگه حوصلم نکشید

دیروز خیلی خیلی یهویی هوس پاستا کردم و بازم خیلی یهویی دست به کار شدم و یه چندتا پست دیدم که چطوری درستش کنم

بعد که داشتم همه وسایل رو آماده میکردم مامانم داشت بال بال میزد که وااای تو الان موادای منو خراب میکنیییی بکش کنار کار تو نیستتتت 😂

منم عین گاو سرمو انداختم پایین و فقط هرچی اون پسته گفته بود رو اجرا کردم بعد بازم هی مامانم میرفت می اومد هی دعوام میکرد که وای الان خراب میکنی بعد از اونور ابجیمم جیغ میزد میگفت خفه شیددد میخوام بخوابم 🌝

یعنی فقط سر یه پاستا یه ساعت داشتیم دعوا میکردیم :/ خانواده مضطرب و سمی که میگن همینه ...

در حالیکه واقعاا پاستام برای اولین تجربه آشپزیم خدایی خوب شد بهش نمره ۷ میدم از ۱۰

ولی مشکل اینجا بود که من خییلی پاستا خوردم حتی تا صبح معدم سنگینه بود

خلاصه دیروز هیچی نخوندم و ساعت ۳ صبح شروع کردم به خوندن

میدونستم ترجمم خوب نیس ولی بازم رفتم سراغ قواعد فک کنم ۱۷ اینا بشم ...

خلاصه تو مترو یه ساندویچ خریدم ۱۰۰ تومن

بعدش خیلی تشنم شد باز از یه جای مترو کوکا خریدم ولی نپرسیدم قیمتش چنده و فقط کارتمو بهش دادم

بعد که رسیدم خونه دیدم ۹۰ تومن برای یه نوشابه قوطی ای کشیدهههههه وااااااااای 😭🤬

اها اینم بگم که تو راه خونه بودم انقد خسته بودم چشمام تار میدید دیگه که یهو یه دختر رو تو ستون یه مغازه انعکاسشو دیدم که دقیقا روپوش منو پوشیده و خیلی لاتی راه میره گفتم اووو چقد این یارو گنگه بعد دیدم خودمم اه😒🤣

واایی بزارین اینم بگم سوار مترو که شدم یه پسر سرباز تصادفی اومده بود بخش بانوان بیچاره خیلی سر به زیر بود فامیلیشم پور علی بود خیییلی کیوت بودددد خیییلی سربازامون نازننننن دلم میخواد به همشون رندوم بگم خسته نباشیددددد گیلیلیللیلیی😭😂🎀