آهووی دشت زنگااری

از ساعت ۱۰ عه که رسیدم خونه ولی حوصله نداشتم بنویسم

دیروز مشاور مدرسم بهم زنگ زد و بازم رید به حالم انقد هی میگفت چی شده چرا تو این یه ماه خبری ازت نبود و فلان

منم دیگه از دهنم پرید گفتم بیمارستان بودم ببخشید ... بعدش که گوشیو قطع کردم با این اهنگ بالاخره گریم اومد

بعدش که مامان دید دارم گریه میکنم یهو اونم بغض کرد گفت : دردت به جونم ... گریه نکن ...

خلاصه همو بغل کردیم و باهم گریه کردیم 😂

بعد در کمال ناباوری چندساعت دیگش نشستم درس خوندم بعد خوابیدم و باز ۳ صبح شروع کردم به خوندن و برای اووولین بار تو کل زندگیم وقت کردم نمونه سوال حل کنم !

بعدش رفتم حوزه ، همه داشتن خر میزدن ولی من با دوتا از ریحانه ها و غزل داشتیم درباره صابون و شامپو چرت و پرت میگفتیم . موضوع این بود که یه ادم فلج چطوری میتونه خودشو بشوره ... جدی جدی داشتیم بحث فلسفی میکردیم 😭😂

بعدش تاداااا بالاخرهههه مطمئنم ریاضیو بالای ۱۹ میشم ... هنوزم باورم نمیشه از اون چرخه معیوب در اومدم . اگه واقعا بقیه نمره هامم اینطوری پیش بره شاید امسال قبول شدم

راستی یه ذره پایین تر از حوزه ما یه مدرسه پسرونه هست من همیشه از اونجا رد میشم خدااااایااا چقد این پسر دبیرستانیا رومخننننن اهههه ، چرا همشون تو هم می لولن و اینکه چرا همشون فک میکنن گنگن؟؟ ://

خلاصه داشتم میرفتم سمت مترو که یه خانوم دستفروشی خیلی التماس می‌کرد ازش یه چیزی بخریم منم یه کش مو خریدم ۸۰ تومن البته واقعا کشه مزخرف بود اصن نمیشد دم اسبی کرد ولی به هرحال قصدم فقط کمک بود

تازه برنامم اینه اگه بقیه نمراتم خوب شد مامانمو وادار کنم منو ببره آرایشگاه خییلی دلم میخواد موهامو رنگ کنممم ولیییی نمیدونم چه رنگیییی اولش دوست داشتم یه ذره هایلات آبی موهام داشته باشه ولی الان حس میکنم رنگای فانتزی داهاتین ... بازم نمیدونم ... شاید یه روزی .‌.. شاید هیچوقت😂😂