درس؟

عااا باورم نمیشه دو سه روزه اینجا پست نزاشتم

راستش این روزا خیلی با مغزم می جنگم یه وقتایی احساس میکنم دچار مرگ مغزی شدم که دیگه حتی یه ربع هم نمیتونم درس بخونم

یعنی وقتی کتابامو لحظه ای میبینم واقعا میخوام بالا بیارم نمیدونم چرا در این حد از درس متنفر شدم

تو این ۲۰ روز که لای کتابو باز نکردم خواهرم گفت اگه حتی یه روخوانی ساده هم میکردی الان کلی جلو بودی ..‌‌.. راستش با اینکه باز عذاب وجدان گرفتم ولی بازم دیروز مثل روزای قبل هیچ تکونی به خودم ندادم که درس بخونم

یا مثلا وقتی تو اینستا از این ریلز های درسی برام میاد بازم حالم بد میشه یا وقتی این رتبه برتر های کنکور میان درباره اینکه چطوری هر درسی رو بخونیم که ۲۰ بشیم و این چیزا و به رتبشون پز میدن اینطوریم که چطور انقد رتبه و نمره و اینا برای همه ارزش داره ولی برای من دیگه نداره ؟؟

واقعا نمیفهمم چطور انقد پسرفت کردم احساس میکنم واقعا دچار عقب موندگی شدم

احساس میکنم خدا هیجوقت برام نخواسته حتی انتخاب خدا هم نبودم چه برسه به ادما

و من موندم و یه مغزی که فقط بلده سناریو های خیالی از یه زندگی خیالی برای خودش بسازه و با همون حال کنه و سر کنه ...

از مغزم متنفرم راستش ... از اینکه هیچوقت کارشو درست انجام نداده

هیچوقت احساسات درستی رو نگرفته

هیچوقت تو زندگی واقعی نقشی برام نداشته و برای خودش تو یه دنیای دیگه یه امپراطوری ساخته ...